العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

252

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

حق را بشناس تا اهلش را بشناسى ، اى حارث حق بهترين حديث مىباشد و كسى كه دنبال حق مىرود مجاهد است اينك گوش خود را باز كن تا حق را بشناسى و بعد گفته‌هاى مرا به اصحابت برسان . متوجه باش كه من برادر رسول خدا و بنده خدا و تصديق‌كننده بزرگ رسول هستم ، من هنگامى به رسالت او گواهى دادم كه آدم هنوز در كل بود ، و من نخستين كسى هستم كه در اين امت او را به نبوت تصديق كردم ، پس آغاز و انجام ما هستيم و من از خاصان آن حضرت بودم و وصى و جانشين او مىباشم . اى حارث من صاحب سر رسول خدا هستم و با او به نجوا پرداختم ، فهم قرآن و كتاب به من داده شد ، خداوند به من علوم و فضائل عطا كرد به من هزار كليد دادند كه با هر كليدى هزار در گشوده مىشود و از هر درى هزار هزار دانش به روى من باز مىگردد ، و در شب قدر هم علاوه بر اين‌ها به من كمك مىشود . اين علوم و فضائل براى من و ذريه‌ام كه نگهدارندگان دين هستند در شب و روز جريان پيدا مىكند تا آنگاه كه خداوند زمين را به وارثان بدهد ، اى حارث تو را مژده مىدهم كه دوستان و دشمنان من در جاهائى مرا خواهند شناخت ، و آنجاها هنگام مردن ، و هنگام عبور از صراط و هنگام ورود در كنار حوض و هنگام مقاسمه خواهد بود . حارث گفت : اى مولاى من مقاسمه چيست ، فرمود : مقاسمه با آتش دوزخ من در كنار آتش قرار مىگيرم و مىگويم اى آتش اين مال شما و اين هم مال من ، اين دوست من است او را رها كن و اين دشمن من است او را بگير . بعد از اين امير المؤمنين عليه السّلام دست حارث را گرفت و گفت : اى حارث همان گونه كه من دست تو را گرفته‌ام رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله هم دست مرا گرفت و اين در هنگامى بود كه قرشيان و منافقان نسبت به من حسادت مىكردند . رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله فرمود : هنگامى كه روز قيامت شود من به ريسمان خدا چنگ مىزنم و تو هم به من چنگ مىزنى و فرزندانت هم به تو چنگ خواهند زد و شيعيان هم به شما چنگ مىزنند در اين هنگام خداوند با پيامبر خود چه خواهد